هرکس گفته که نوشتن سختترین کار دنیاست، شاید نخواسته شما را به عنوان رقیب کنار خودش ببیند، پس بهتر است این افکار را دور بریزید و همین حالا دست به کار شوید. اگر بخواهم کمی با شما صادقتر باشم بهتر است بگویم نوشتن کار چندان راحتی هم نیست البته تا وقتی که نتوانستهاید بر ترستان غلبه کنید و تنبلی را کنار بگذارید و مشغول نوشتن شوید. برای خوبنوشتن لازم نیست به خودتان زحمت زیادی بدهید، همین که دکمهها را میفشارید و کلمات را پشت هم ردیف میکنید، اولین قدم را برداشتهاید. قدمهای بعدی نیازمند تلاش و تداوم شما در بسیارنوشتن و همیشهنوشتن است.
یکی از تمرینهایی که میتواند از تشویش نوشتنتان کم کند، ربطدادن دو کلمهی کاملا بیربط به یکدیگر است. وقتی در اولین کارگاه بهارنوشت این تمرین را با دوستانم آغاز کردم اصلا فکر نمیکردم به نتایج محیرالعقولی برسم. خلاقیت دوستان شرکتکننده واقعا تعجبم را برانگیخت و مرا به شکلهای دیگر این تمرین و پیداکردن کلمات بیشتر ترغیب کرد. برای شروع میتوانید از یک کلمهی عینی و ذهنی استفاده کنید. مثلا میتوانید تمام توانتان را در مرتبطکردن بستنی و فلسفه به کار بیندازید. یا شادی و وسپا. یا انگور و تفکر نقاد. مثالها بیشمارند. فقط کافیست فهرستی از کلمات عینی و ذهنی تهیه کنید و در تصادفیترین شکل ممکن دوتا از آنها را انتخاب کنید و تمام توانتان را برای مرتبطکردنشان به کار بگیرید. اگر بخواهید میتوانم برای شروع چند کلمه به شما پیشنهاد دهم.
کلمات عینی: عروسک، مداد، پاککن، گل ارکیده، لپتاپ، کفش پاشنهبلند، پفک، انگشتر، ابر، چالهی فضایی، جوجه
کلمات ذهنی: ترس، غم، تفکر نقاد، فلسفه، درس، عشق، تنفر، جدایی، شادی، سفر، امید