نوشتن یکی از سختترین کارهای دنیاست چون مواجهه با کاغذ سفید ترسی عظیم به دلت میاندازد. کلمات ازت میگریزند و نمیدانی چطور باید بیاغازی. اما اگر بدانی از چه میخواهی بنویسی، اولین کلمه ترست را میپراند. دیگر نمیفهمی چطور کاغذ را تا انتها سیاه و هزاران کلمه را پشت سر هم ردیف کردی. این سلسله مقالات تمرینهایی برای نویسندگیست. تمرینی که ترس مواجهه با کاغذ سفید را کمتر میکند و شاید بشود از هرکدامشان یادداشت یا داستانی کوتاه بیرون کشید. اما اولین تمرین:
احتمالا زیاد کتاب داستان خوانده باشید یا اگر به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد، حتما شخصیتی هست که در ذهنتان ماندگار شده باشد. شخصیتی که رفتارش را تحسین میکنید یا از او متنفرید. فرقی نمیکند شما چه احساسی نسبت به او دارید، همینکه ویژگیهایی هرچند اندک در ذهنتان یادگار گذاشته باشد، کافیست. میتوانید یک روز از زندگی آن شخصیت را بنویسید. اتفاقاتی که ممکن است برایش بیفتد و نوع برخورد او با آن اتفاقات. مهم نیست که خیلی کلی یا جزئی بنویسید. همین که برایش واکنشی بتوانید تعریف کنید کافیست. شخصیت مورد نظرتان در مقابل این اتفاق چطور عمل میکند؟ تفاوت رفتارش با دیگران در چیست؟ چه جزئیاتی او را از دیگرات متمایز میکند؟ این تمرین میتواند به شما در نوشتن کمک کند. به خودتان سخت نگیرید و سعی نکنید مدام کلماتتان را اصلاح کنید، همین که مینویسید خودش شاهکار بزرگیست.
خوشحالم میکنید اگر تمرینتان را در این مقاله با دیگران به اشتراک بگذارید.