«آقای ص ص م گفته بود: چرا […]
امروز کمی دیرتر شروع کردم. 9 صبح […]
در توالت نشسته بود. کارش تمام شده […]
برای مدرسه رفتن آماده میشد. به […]
پنجره خویشِ قدیم من است. روزهایی که […]
“کسی که برای رفع یک مشکل منصوب […]
ساعت 6 صبح سومینروزپاییزه. تو زودتر از […]
آخرین باری که اینطوری بیمار شدم زمانی […]
برایم خیلی سخت است که دقیقا بگویم […]
صبح که از خواب بیدار شدم، روی […]
امروز در جریان عادت اشتباهی که چند […]
بعد از خواندن کتاب عادتهای اتمی تصمیم […]