مزیت رقابتی نوشته‌ی من چیست؟

معمولن وقتی می‌خواهند برای یک محصول یا خدمت متن تبلیغاتی بنویسند می‌پرسند مزیت رقابتی شما نسبت به سایر محصولات مشابه چیست؟ محصول شما قرار است چه تفاوتی با بقیه داشته باشد که مشتری را ترغیب به خرید کند؟ گارانتی‌اش بیشتر است؟ کیفیت محصول بالاتر است و اگر کیفیت بالاتر است چطور می‌توانید آن را به مشتری نشان دهید؟ قیمتتان ارزان‌تر است؟ مصرف برق کمتری دارد؟ خدمات پس از فروشش متفاوت است؟ رنگ و رخش با بقیه فرق می‌کند؟ قسطی هم می‌توانند بخرند؟ همین تفاوت‌هاست که باعث جذب مشتری می‌شود. ما قصد داریم در این مقاله راههایی برای پیداکردن مزیت رقابتی نوشته‌ی خودمان نسبت به سایر نویسنده‌ها را به شما نشان دهیم.

سوالاتی که لازم است از خودمان بپرسیم

برای نوشتن متن‌های تاثیرگذار باید دنبال مزیت رقابتی خودمان بگردیم. چی نوشته‌ی مرا از بقیه متفاوت می‌کند؟ چرا باید کسی نوشته‌ی مرا تا انتها بخواند؟ تجربه‌های زیسته‌ی عجیب و غریبی دارم؟ نگاهم متفاوت است؟ نیمه‌ی پر لیوان را می‌بینم؟ از کلمات جدید و متفاوت استفاده می‌کنم؟ شما را به زندگی ترغیب می‌کنم یا باعث می‌شوم نگاه‌تان به مسائل متفاوت باشد؟ تحلیلی ارائه می‌دهم که تو دکان هیچ عطاری پیدا نمی‌شود؟ با خواندن متن من دانشتان بیشتر می‌شود؟ تصویرهایی نو و بدیع از زندگی به شما ارائه می‌دهم یا جوری می‌نویسم که حس هم‌ذات‌پنداری را در شما تحریک می‌کنم؟

چه زمانی باید به مزیت رقابتی نوشته‌ی خودمان فکر کنیم؟

برای نوشتن یک متن تاثیرگذار باید ابتدا  هرچه در ذهن داریم را بدون ذره‌ای سانسور روی کاغذ بیاوریم، پیش‌نویسی از اندوخته‌هایمان آماده کنیم، بعد برای ساختن مزیت رقابتی چاره کنیم. اگر قبل از نوشتن دنبال ساختن مزیت رقابتی باشیم اصلن سراغ نوشتن نمی‌رویم. اگر ابتدا محصولی برای ارائه نداشته باشیم چطور می‌توانیم به رنگ و لعاب و کیفیت و وجه تمایزش فکر کنیم؟ نوشتن باید کاملن آزاد و بدون سانسور و سخت‌گیری اتفاق بیفتد. بعد از اینکه هرچه در ذهن داشتیم را روی کاغذ خالی کردیم، باید دنبال وجه تمایز نوشته‌ی خودمان با دیگران بگردیم. حالا نوبت پیداکردن یا ساختن یا پررنگ‌کردن مزیت رقابتی نوشته‌مان است. آیا من در نوشته‌ام تصویری نو خلق کرده‌ام؟ سوالی تازه پرسیده‌ام؟ حس و حال خاصی را با واژه‌هایی متفاوت روی کاغذ به تصویر کشیده‌ام؟ نوشته‌ی من چه تفاوتی با هزاران هزار نوشته‌ی دیگر دارد؟

این تفاوت نویسنده با نانویسنده است. نوشته‌اش قرار است چیزی به خواننده بیفزاید یا احساسی را در او برانگیزاند. درست است که ما اینجا از روش‌های نوشتن اثرگذار حرف می‌زنیم ولی آیا نکته‌ی متفاوتی برای ارائه داریم که حالا بخواهیم تاثیرگذارتش کنیم؟ اگر قرار باشد همان را که سایرین نوشته‌اند دوباره بنویسیم چه تفاوتی با دیگران داریم؟ نباید دنبال نگاه منحصربه‌فرد خودمان باشیم؟ وقتی تمایزهای شخصیتی خودمان را با دیگران پیدا کردیم می‌توانیم همان‌ها را روی کاغذ در قالب کلمات پرورش دهیم و اثری نو خلق کنیم. نویسندگان ماندگار اثر خودشان را خلق کردند نه کپی دست چندم نوشته‌های دیگران را. همان اثری که نشان‌دهنده‌ی وجه تمایز آنها با سایرین است. مگر به این باور نداریم که هیچ اثر انگشت مشترکی در جهان وجود ندارد، آیا نمی‌توانیم در نویسندگی هم وجه تمایز و اثر انگشت خودمان را پیدا کنیم؟ اینها فقط با بیشتر و بیشتر نوشتن و زندگی‌کردن حاصل می‌شود. همان زیستی که ما را از دیگران متفاوت می‌کند، می‌تواند درک و دریافت متفاوتی هم در ما ایجاد کند که برای بعضی آدم‌ها جذاب است.


2 در مورد “مزیت رقابتی نوشته‌ی من چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *