چرا باید از تجربه‌های زیسته‌مان بنویسیم؟

نوشتن از تجربه‌های شخصی می‌تواند از ما انسان اثربخش‌تری بسازد. وقتی افکار و باورهایمان را بدون سانسور روی کاغذ بیاوریم و آنها را به چالش بکشیم می‌توانیم نوشته‌های تاثیرگذارتری بنویسیم. چقدر از افکار و باورهامان می‌ترسیم؟ چرا با آنها آشنا نیستیم و از جزئیاتشان نمی‌دانیم؟ چقدر به احساساتمان وصل هستیم؟ چقدر حاضریم تجربیات و نگرش و باورهایمان را در معرض دید دیگران قرار دهیم؟ تجربه‌ی نویسندگان بزرگ ثابت‌کرده که هرچقدر بیشتر خودمان باشیم تاثیرگذارتر می‌نویسیم. فارغ از اینکه دیگران ما را چگونه قضاوت می‌کنند آیا حاضریم افکارمان را در معرض دید دیگران قرار دهیم؟ تجربه‌های زیسته‌مان را باتمام جزئیاتش با دیگران به اشتراک بگذاریم؟ در این مقاله می‌خواهیم به نکاتی اشاره کنیم که می‌تواند در نوشتن تجربه‌های شخصی به ما کمک کند.

جزئیات جادو می‌کنند

نویسندگی نشان‌دادن جزئیات است. همان که دیگران قادر به دیدنش نیستند. همان وقتی که ترس تمام وجودمان را گرفته و نمی‌توانیم برای آینده‌مان تصمیم بگیریم. یا وقتی که از شدت خشم فشارخونمان بالا رفته و سرخ شده‌ایم. یا وقتی که با تمام وجود می‌خواهیم از انجام کاری فرار کنیم ولی خودمان را مجبور به انجامش می‌کنیم. نوشتن این جزئیات برگ برنده‌ی نوشته‌ی ماست. ممکن است به موضوعی یا ارزشی خلاف آنچه دیگران به آن معتقدند باور داشته‌باشیم و بخشی از هنجارهای اجتماعی برایمان قابل قبول نباشد، چقدر حاضریم از استدلال و باورمان بنویسیم؟ نویسندگان بزرگی مثل الیزابت گیلبرت، جرج برنارد شاو، عباس نعلبندیان، ابراهیم گلستان، غلامحسین ساعدی و نادر ابراهیمی بدون اینکه نگران قضاوت یا درست و غلط جامعه باشند باورهایشان و تجربه‌های زیسته‌شان را روی کاغذ آوردند و تاثیرات مهمی روی خواننده‌های خودشان گذاشتند. این باورها می‌تواند حاصل زندگی و دانش و افکار ما باشد. یادم هست در نمایشنامه‌ی «دون‌ژوان در جهنم» دون‌ژوان نظر متفاوتی نسبت به بهشت و جهنم داشت و جسارتش برای این نظر بسیار برایم ستودنی بود. نظرش باعث شد من دوباره به این اعتقاد مذهبی فکر کنم و آن را با دانسته‌ها و شنیده‌هایم بسنجم و دیدگاهم را دوباره به چالش بکشم. خواندن نظر نویسنده می‌تواند به خواننده در سنجش دوباره‌ی باورهایش کمک کند و چه بسا زاویه دید تازه‌ای را پیش چشمان او بگشاید. خوانندگان کتاب «غذا دعا عشق» برای الیزابت گیلبرت نوشتند که او انجیل آنها را نوشته و خواندن این کتاب باعث شده آنها تصمیمات تازه‌ای برای زندگی‌شان بگیرند.

صداقت و شفافیت را فراموش نکنیم

وقتی نویسنده کاملن صادقانه و شفاف از تجربیات خودش می‌نویسد و سعی می‌کند با خواننده روراست باشد او هم  اعتماد می‌کند و ممکن است بخشی از عمرش را به خواندن آثار نویسنده بگذرد و برای افکار و باورهایش ارزش قائل شود. دانستن تفکر نقاد و به‌چالش‌کشیدن باورهایمان باعث می‌شود با اطمینان بیشتری آنها را در معرض دید دیگران قرار دهیم چراکه مطمئنیم دچار مغالطه نشده‌ایم. اگر نویسنده از نوشتن باورهایش نترسد و آنها را شفاف و کامل برای خواننده شرح دهد می‌تواند تاثیر بیشتری روی او بگذارد و نگران کج‌فهمی دیگران نباشد. ما تغییر دیدگاه و پیشرفت جهان را مدیون نویسندگان بزرگی هستیم که خودشان را عریان در نوشته‌هایشان هویدا کردند و از طرح جزئیات زندگی‌شان نترسیدند. تجربه‌هاشان را بی‌کم و کاست نوشته‌اند و  از آنها به باورهای عمیق‌تری در زندگی رسیده‌اند. جزئیاتی که به نظر ما ممکن است بی‌ارزش یا مسخره باشد می‌تواند در دل و قلب دیگری طوفان به‌ پا کند و از او انسان متفاوتی بسازد.


2 در مورد “چرا باید از تجربه‌های زیسته‌مان بنویسیم؟

  1. سلام مرضیه جان
    فکر می‌کنم چیزی که در زندگی هر کدوم از ما تاثیرگذار بوده و درموردش می‌نویسیم، برای دیگران هم به احتمال زیاد تاثیرگذار خواهد بود. اما شاید به این هم فکر می‌کنیم که این نکته‌ای بدیهی و ساده‌ست، شاید در نگاه دیگران تمسخرآمیز باشه. مهمه که همون روزهایی که از چنین تجربه‌ای می‌خوایم بنویسم، واقعا بنویسم و اجازه ندیم این افکار، قضاوتها، ترسها مانع نوشتن و دلسردی ما بشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *